تعطیلات ترم + بعد نوشت

26 12 2009

بعد نوشت: چون گفته ایم اینجا فعلا تعطیل است در آن بلاگمان به روزیم

بعد نوشت2: باور کنید من تمام بلاگها را با موب می خوانم اما با موب نمی شود نظر گذاشت باید نظر نگذاشتن من را ببخشیتد

بعد نوشت3: دوستانی که رفته بودن تعطیلات خواهشا مرد باشن و سر حرفشون بمونن نه این که هر روز آپ کنند

بعد نوشت4: ما از مدلاگ و دوستانمان که در آنجا هستند دلخوریم اگر قرار بود لینکمان حذف شود تذکر می دانند و علت را می گفتند نه این که بدون اطلاع لینک ما را حذف کنند ولی خیلی از دوستان که مدت هاست بلاگشان حذف شده لینکشان بماند

بعد نوشت5: روز بعد از اعلام فوت آیت الله منتظری قبل این که من به فرمانده پایگاه بگم و ازش بخوام که تسلیتی چیزی بزنیم خودش اعلامیه تسلیت آماده کرده بود اما بعد 2 روز انجمن تازه رو بردشون خیلی ضعیفتر از ما فقط با زدن چند تا خبر از خبر گزاری ها اعلام وجود کرد این کار انجمن 4 شنبه یعنی بعد 4 روزاز فوت  انجام شد و قرار است 2 شنبه به مناسبت 8 این شیخ پوستری بزرگ نصب کنند. کاش یکسره وایمیستادن تا چهلم

چون حیات هر بلاگی به خواننده هاش و اکثر خواننده ها و دوستان قدیمی بلاگ نویس من یا تعطیا کامل کردن یا رفتن تعطیلات ترم من هم کلی کار سرم ریخته و کلی درس نخونده تصمیم گرفتم یه مدت برم مرخصی تا شروع ترم بعد.

خدارو شکر من ترم بعد وقت آزادم بیشتر و. مسئولیتم تو بسیج کمتر در نتیجه بیشتر می رسم سر یزنم ضمنا بلاگ روزهای یارونی هم فعلا تعطیله البته پستای تمام لینکام رو می خونم اما با موب نمی شه کامنت گذاشت ان شا الله سر فرصت برا همشون کامنت می ذارم

چند تا مورد:

1.اگه ممکنه روزهای بارونی رو هم لینک کنین از ژوژمان و یک دانشجوی پزشکی و یاس سپید هم ممنونم که این کار رو کردن

2.ماه پیروزی خون بر شمشیر رو تسلیت می گم

3.به پیروی از ولی امر خودم رحلت آیت الله منتظری رو به همه مسلمین تسلیت می گم و آرزوی رحمت الهی براش دارم

4.یه خواهش از همتون دارم با هر دیدگاه سیاسی که هستین عادل باشین می دونم قرار نیست من اینجا بحث سیاسی بکنم ولی خواهش که می تونم بکنم  راستش این که احمدی نژاد چه کارایی کرده یا می کنه من ازش دفاع نمی کنم  و اصلا به من ربطی نداره و تو خیلی مسائل باهاش مخالفم ولی اگه از بعد انتخابات به صحبتای رهبری به طور پیوسته و کامل گوش کرده باشید می بینید از هر دو طرف دعوت به آرامش کرده (هر چند هیچ کدوم گوش نکردن) و بعد رحلت آیت الله منتظری من فردا می خواستم با حراست البته با اجازه فرمانده پایگاه صحبت کنم که یه متن کوتاه تسلیت بزنیم ولی رهبری پیام کامل و جامعی دادن تا که مقام علمی این عالم به خاطر مسائل سیاسی زیر سوال نره.

5.و یه خواهش در ادامه خواهش قبل بدون علم و با تیکه تیکه شنیدن حرفا داد و بیداد راه نندازین بعد انتخابات من سعی کردم حرف هر دو طرف رو کامل بشنوم و قضاوت کنم ولی تعجب می کنم از کسایی که با شنیدن حرف یه طرف داد و بیداد ا ه می ندازن که وا مصیبتا کشتن و بردن و سوزوندن (این کار رو من تو هم راستی ها دیدم هم چپیا)

6.خیلی خواهش بارون شد یه خواهش کوچولو دیگه هم این که تو این شبا من از دعاتون فراموش نکنین و دعا کنین این ترم درسارو با سلامتی بگذرونم از اول ترم کلی درسام عقب افتاده

7.شاد و پیروز موفق و سر زنده و درس خون باشین





کروموزومX

27 11 2009
سلام
سلام
سلام
به همه دوستای گلم
یه خبر:
اگه بدونین چه خبر از ذوق، ذوق مرگ می شین
فعلا نمی گم تا موقعش برسه می دونم که کلی ذوق می کنین
کرموزومX 
خیلی وقته که خود دانشمندا هم به این حرف مسخره که چون وزن مغز زنا کم تره کم هوش ترن می خندن من که کاملا با این نظریه از اولشم مخالف بودم چون وقتی این همه دلیل خوب وجود داره چرا بریم سراغ وزن مغز
این که زنا یه کروموزوم X از مردا بیشتر دارن همتون قبول دارین در زیر می خوام عوارض چند تا بیماری که به موجب کمبود یا زیاد بود این کروموزوم ایجاد می ن رو بگم نتیجه گیری با خودتون:
1. کلان فلتر: این بیماری یعنی این که مرد yxx و یا yxxx باشد که در نوع اول عوارض مغزی خاصی نداره اما در نوع دوم با عقب افتادگی همراه است
2. ترنر: زن با یک کروموزوم X  که اصلا تاثیری روی مغز ندارد
3. تریزومی X که درجاتی از عقب افتادگی ذهنی را به همراه دارد  نیشتو ببند (نیشتو ببند رو با آقایون بودم آخه الان همشون با نازک بینی من کلی حال کردن و الان می خوان به خواهرشون زنگ زده این نکته رو بهش یاد آور شن که یه x بیشتر داره و این می تونه عوارضی داشته باشه  آخه برادر من آدم باید فروتن باشه و برتری هاشو تو سر دیگران نزنه)
من با آغوشی باز پذیرای جواب های علمی خوهران هستم(شکلک یه خود شیفته که از دماغ فیل افتاده)

چیز نوشت:
چیز1: چون خبرم مطمئنی نبود حذفش کردم
چیز2: به بهانه ها مختلف اون قدر جاهای مختلف این شهر شمالی کنده می شه که علی رغم پیش بینی 5 ساله بودن عمر آسفالت های این شهر این آسفالت ها بیشتر از دو سال عمر نمی کنن
کوجه ما N  بار برای گاز و 5 بار برای آـب و 3 بار برای تلفن که جدیدیا زیر زمینی شده کنده شده

چیز3: سهمیه تاهل دیگر ته خندست پایین قسمتی از پست نقطه که در مورد سهمیه جانبازو شهید و رزمنده و فرزندانشون بود گذاشتم کاش نقطه سهمیه فرزندان هیئت علمی رو هم اصافه می کرد
«ايشان بر اين عقيده استوار است كه اين سهميه ها حرام است و آن خونِ شهيدانشان و اسارتشان و جانبازيشان هديه اي بود به ملت و به خدا و اجرشان را فقط از الله مي خواهند نه از خلق الله !
نقطه به هيچ وجه با برگزاري مراسم و يادبودها و ولادتها و شهادتهاي ائمه در سازمان مخالف نيست . اما به عينه مي بيند كه اكثر برگزاركنندگانِ اين مراسم ، از اين مراسم به عنوانِ اهرمي در جهت ارتقاء سمت و پُستِ خويش استفاده مي كنند و به عنوانِ ابزاري براي نيل به اهدافِ دنيوي و شيطاني !
نقطه به هيچ وجه با كمكِ مالي و سهميه دار شدنِ مالي اين قشر مخالف نيست . چه اشكال دارد به آنها كه عمرشان و جانشان و زندگيشان و راحتيشان را براي حفاظت و حراست از ما و آب و خاكمان گذاشتند كمك شود و البته اين كمك ، حقشان هست . اما سهميه داريم تا سهميه !»
پ.ن1 ممنون از تبریکاتون به مناسبت هفته بسیج خوب من این هفته رو به همتون تبریک می گم
پ.ن2 بابا نزنین شوخی کردم امیدوارم هیچ پسری به خاطر این که به د د توهین شده ناراحت نشه و همین طور هیچ پدری به خاطر دخترش و همین طور هیچ کدوم از دوستان به خاطر خودشون





خس و خاشاک می شویم

4 11 2009
بعد نوشت:
غمگینیم آخه کامنت نمی شود برامون گذاشت و جواب کامنتم نمی شود گذاشت مطمئنم که اصلا مشکل از فیلترینگ و این چیزا نیست بلکه هاست بلاگر عین بلاگفا حک شده نمی دونم چرا این بدبختی دست از سرم بر نمی داره اونجا بود اینجام اومده دنبالم(گریه)
با حسرت براتون کامنت می ذارم و برای دلداری بلاگ خانمی(مانیل) رو باز می کنم و می گم اشکال نداره واسه اونم باز نمی شه
سلام خوبید؟
اول چند تا چیز بگم:
چیز اول: امیدوارم این آخرین پست سیاسیم باشه.
چیز دوم: من آخرین موجود زنده ای که کشتم یادم نمی یاد متاسفانه ترجیح می دم خودم قورباغه ها رو نخاعی کنم چون وقتی دادم دست بهروز اون قدر بد بخت رو زجر کش کرد که دلم سوخت اگه به من بگن بی رحم مهم نیست این مهمه که یه موجود اگه لازم برای این که ما چیزی یاد بگیریم رنج بکشه کمترین رنج رو بکشه امیدوارم خدا من و به خاطر این کارم ببخشه ولی فک کنم چاره ی دیگه ای ندارم(ناراحت)
چیز سوم: آخه یکی نیست به محمود بگه مگه بچه بازیه لایحه رو پس می گیری داره کاری می کنه از رایم بهش پشیمون شم
چیز چهارم: منتظر بعضی از دوستام هستن که بیان سر بزنن تو رو خدا بیاین چون به خودم قول دادم تا کسی نیومده نرم ولی خوب دلم واسه بعضی ها تنگ شده(گریه)
چیز پنجم: اونایی که قرار بود بلاگم رو نخونن و ازشون در رفتم چند تا از برادرا بودن راستش ما ها باید بیشنر از اط (اطلاعات) بترسیم.
دیگه بهتر چیز چیز نکنم کار دست خودم می دم
گزارش کار:
امروز به ما گفتن که تو راهپیمایی باشیم چون دیر رسیدیم بهمون گفتن جلو علوم پایه بمونیم همه چیز آروم بود نزدیک 40 تا سبزی منتظر اومدن بقیشون از یه جای دیگه بودن ما هم حدود 60 تا از مسئولای بسیج دانشجویی اونجا بودیم اکثر بچه ها آشنا بودن تا اینجا اوضاع خوب بود (نمی دونم چرا به من گفتن بمون چون اصلا توجیه نبودم چی باید بکنم ولی خوب مطمئنم اگه درگیری می شد فقط دور می شدم)
بعدش خبر رسید با سبزا تو اون جای اول که جمع شده بودن درگیر شدن (به جرم خوندن یار دبستانی من عجب جرم بزرگی (متعجب))برادرای لباس شخصی البته بعدش دیدیم موتور سواران نه لباس شخصی ها بعدشم یه تعداد موتور سوارا جایی که ما بودیم شرو کردن شعار دادن و اطلاعات داشت فیلم می گرفت جالب این که به ما گیر داد. داشتم شاخ در میاوردم آخه 6 تا بسیجی بدون ریش و دو تا شلوار جین پوشیده کنار هم بودیم البته محلش نذاشتیم تازه اگه خیلی شاخ می شد آشنا ها بودن در می رفتیم
بعدش تو منظریه شروع کردیم قدم زدن وقتی 60 تا موتور سوار از کنارمون رد شدن از 6 نفرمون 5 نفر شروع کردیم به بسیج محلات فحش … دادن آخه یکی نیس بگه ما که از خودتونیم با دیدنتون از ترس می میریم دلم واسه ملت می سوزه که با دیدن این … (…کشا) چه حالی می شن. نمی دونم اون 80 نفر داشتن نظام رو می نداختن که باید موتور سوارا وارد صحنه بشن پس نیرو انتظامی چه کارست آخه به بسیج چه ربطی داره
خدایا چشم و گوش این آدمای سنگدل رو باز کن
اگه دیگه آپ نتونستم بکنم فاتحه یادتون نره.
آسمون:
این روزا آسمون بد جور بی قراره سر صبح با یه لبخند سرد از آدم پذیرایی می کنه ولی دم ظهر دیگه طاقت نداره دل کوچیکش………… شروع می کنه شوخی خرکی  کردن تا کسی غمشو نبینه راستش شوخی هاش خیلی بی مزن آخه کی با باد گرم می خنده که ما دومیش باشیم ولی دم غروب بغضش می شکنه انگار دیگه طاقت نداره …………. راستش خیلی ضعیف آسمون آخه حتی یه روزم نمی تونه خودشو نگه داره و خلاصه با داد می گه چه قدر غمگینه
خوب شد که آسمون نشدم




سلام

24 10 2009

چون ساده تموم کردم ساده شروع می کنم
سلام
ایت که چرا تعطیل کردم چندتا دلیل ذاشت:
1. بلاگفا خیلی اذیت می کرد
2. دوستانم که بلاگ نویس نیستن و هم کلاسی ها و بعضا … می خوندنش راحت نبودم
3. می خواستم ببینم کسایی که بهم سر می زنن مطالب واقعا براشون جالبه یا فقط چون من سر می زنم سر می زنن راستش کامنتاتون منو تحت تاثیر قرار داد به خودم امیدوار شدم
4. می خواستم اذیتتون کنم
بریم سراغ پست امروزم:
این کجا و اون کجا؟
راستش می خوام عملکرد 2 تا بسیج دانشجویی رو مایسه کنم
1. دانشکده انسانی که تو فاصله 200 متری از دانشگاه ماست:
پخش فیلم ترور حقیقت
دعوت از سر دبیر روزنامه جوان
2. دانشکده ما
برگزاری مسابقه دارت اونم مختلط
پخش فیلم شکست نا پذیر (در مورد کشتی کج)
راستش اگه من تو انسانی بودم مطمئنا تو بسیج نبودم و تا الان ستاره دار شده بود
تازشم روزی که سر دبیر جوان اومد ما مسابقه داشتیم و داور بودم و گرنه برا هوووووووووووووووو کردن می رفتم
به نظر شما هدف این آدمای تند روی خشک مقدس جز نابود کزدن اسلام و نظام چی می تونه باشه؟؟؟؟
———————————————-
4 شنیه یه 88 ز من می پرسه شهاب چرا ریش نداری؟
می گم مگه چیه؟
مگه تو بسیجی نیستی
خب چه ربطی داره
راستش نمی دونم با این ملت چی کار کردن که خیال می کنن بسیجی ها شاخ دارن








دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.